بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
233
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
باشد مىافزوده ، و از جملهء آن تشريفات مفاوضهء - كه از حضرت شادياخ اصدار فرموده بود و در ايراد معانى و ترتيب الفاظ و تشبيب صورت واقعه و ترتيب « 1 » استعطاف آراء عاليه و ترغيب ارباب دولت بر اعانت اصحاب ضرورت چون بذيل حشمت « 2 » ايشان تمسك سازند سحر مطلق بل كه اعجاز ظاهر ( فرانموده « 3 » ) و در تقرير مجارى آن « 4 » احوال و تجرع غصهء آن « 5 » حادثه داد سخنپرورى چنان كه او داند داده و حق هنرورى چنان كه او تواند گزارده و از لطايف منظوم و منثور و ابكار خاطر وقاد ما لا عين رات و لا اذن سمعت بر مشتاقان جمال دانش جلوه كرده - رسيده بود ، و راستى ( خدمتگار را چنان اهتزاز « 6 » ) بمطالعهء آن الفاظ بديع ( و ماثر از « 7 » ) حقيقت حال آن واقعهء ( شنيع تحيرى « 8 » ) تمام آورده ، و انديشمندى عظيم چنان كه مقتضى كمال مخالصت باشد مستولى شده ، و صدگونه غم و انديشه بدين دل محنت پيشه روى نهاده . حالى كهتر آن ( فصول را « 9 » ) از صدور با « 10 » اعجاز بىهيچ اختصار ( و انجاز بل كه « 11 » ) با علاوهء شكوه در صورت استغاثت « 12 » و ذنابهء گريه در طى استعانت بسمع مبارك خدايگانى كه باستماع ( مسرات برخوردار و ممتع باد رسانيد « 13 » ) ، و بر راى عالى « 14 » خداوندى صدر صدور الشرق و الغربى لا زال عاليا عرضه داشت ، و استنهاض عواطف خداوندان « 15 » در تسكين نايرهء آن « 16 » فتنه و دفع غايلهء « 17 » آن واقعه بواجبى تقديم كرد ، و بكرّات « 18 » و مرّات در مجلس اعلى اعلاه الله بوقت فرصت كه رخصت ايراد سخن باشد گفت ، كه فلان بنده اعنى آن خداوند دعاگوى مخلص دولت و دعاگوى زادهء قديم حضرت است ، و درين خاندان مبارك كه تا قيام ساعت مهبط اقبال و دولت و مربط شوارد « 19 » قدرت باد ( اباء و اجدادا
--> ( 1 ) و تربيت . ( 2 ) سا . ( 3 ) نمودهاند . ( 4 ) اين . ( 5 ) اين . ( 6 ) خدمتگاران اهتزاز ( ظ ، خدمتگار را ميان اهتزاز ) . ( 7 ) و بانوار ( ظ ، و تأثر از ) . ( 8 ) تشنبع بحيرتى . ( 9 ) سا . ( 10 ) تا . ( 11 ) و ايجاز بل . ( 12 ) استعانت . ( 13 ) مستمرات ممتع باد رسانيده . ( 14 ) اعلى . ( 15 ) خداوندى . ( 16 ) سا . ( 17 ) غالبهء . ( 18 ) بكرات . ( 19 ) شوار .